ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
سرآغاز
خاطراتش
داستان تلخ تنهاییست
در افسوسی دوچندان
هرآنگونه اندیشم
به شاهراه او منتهیست
بیراهههای خیال
هرگز نپنداشته بودم
آن ماه سرگشته
در بیکرانگیام را
چون غمی افزون
بر تار و پود از هم گسیختهام
حالیا، سؤال من این است
در کدام کوچة تاریک وهم
آدمی، سرآغاز خویش
گم کرد
که لاجوردیِ احساس پرنده
به تاراج فراموشی ابرهای تیره سپرد؟
ناباورانه فرو رفتهام
در حیرتی عظیم
که ایثار ناتوان است
زانکه میان آدمیان
حد میانهای باشد!
دردیست غوطه خوردن
در آنچه به ناکامی گذشت
در اندیشة دریایی
مغروق خویشتن
مرا کاش بر فرازش
دگرباره پروازی بود.
قشنگ بود مطلب سرآغازت...
سپاسگذارم