سلوک
آن ده دقیقة طولانی...
تبلور زایش بود
بسان اعجاز صدا
بسان اشراق عشق بود
آن ده دقیقة طولانی...
سیْر باران و آینه
استمرار مشایعت نور
و عبور
از بکارت افلاک بود
آن ده دقیقة طولانی...
حس ویرانگر تعلیق
پرواز روح...
حس تنفیذ مرگ
استحالة وقت بود.
آن ده دقیقة طولانی...
میعادگاه مفاوضت جان بود و تن
تن اما،
تنی دیگر
تنی خوشبخت بود!
آن ده دقیقة طولانی...
نه بلکه عشقِ عشق
بسی فراتر از آن
که عشقِ عشقِ عشق بود
آن ده دقیقة طولانی...