بن بست
هرگاه بر اندیشهام پا میگذاری
یک آسمان پرواز را جا میگذاری
باید به امواج بلا تن داد وقتی-
چشمان خود را پشت دریا میگذاری
با هر قدم بر سنگفرش سینۀ من-
بگذار نقشت را که زیبا میگذاری
میسوزم از بن بست آغوشی که تنها-
داغی سر این کوچه بر ما میگذاری
با اینکه میدانی دقایق بیوفایند
امروز را بر دوش فردا میگذاری!
ای جلوهگر در تو رخ زیبای یوسف-
کی دست در دست زلیخا میگذاری؟
اردیبهشت ٨٨